![]() |
![]() |
|
| همچنان تلاش میکنم تا به هدفم بسم. |
|
ببخشید که پست دیروز رو تکمیل نکردم واقعا سرم شلوغ بود.دیروز از نظر تغذیه ای خوب نبود یعنی هم ناهار برنج خوردم هم شام و آخر شب هم یه برش از کیک تولد فندق
راستی اسمم رو واسه این ماه هم نوشتم بدنسازی همون ساعت الان دیگه تعدادمون بیشتر هم شده فکر کنم ۴ نفر بشیم توی اون ساعت و این خیلی خوبه تنهایی آدم رو اذیت میکنه.
اینم برنامه امروز: صبحانه:یه برش کیک +یه پر کالباس(۱۶۰) میان وعده:۱۰ تا کشمش +کمی بادوم زمینی(۱۰۰) ناهار:سوپ ۲ بشقاب+۵ تا زیتون(۴۰۰) میان وعده:۲تاهویج+یه لیموشیرین+۱۵۰گرم مرغ=۴۰۰ شام:۸قاشق استانبولی +یه کم سالاد=۳۵۰ بعد از شام:۳ تا سیب مجموع کالری:۱۷۱۰ مکمل:هنوز هیچی فعالیت:بازم هیچی چققققققققققققققققدر خوب بودم امروز |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 11:25 توسط الی |
|
|
امروز تولد فندقه.
واسه خاطر دایی اصلا دلم نمیخواست به جشن فکر کنم.واسه همین دیشب با یه جعبه شیرینی رفتیم خونه مامان اینا و اونجا یکم تبریک گفتن و بعد مثل همیشه حرف دایی شد و گریه و.............. طفلی مامانم............... بعد از اونجا یه کیک خوشگل گرفتیم (نمیشد که بچم کیک تولد نداشته باشه) رفتیم خونه مامان همسی و اونجا برنامه مفصل داشتیم ویه چیزی شبیه جشن کوچولو شد. خلاصه ما شام رو از گردن خودمون انداختیم امروزم باید کیک بگیرم برایه خواهرام که توی یه ساختمون باهاشون زندگی میکنیم. میبینید هم خرجم زیادتر شد و هم رژیممممممممممممممممممم ولی نه مگه من به این راحتی خراب میکنم
حالا برنامه امروز: صبحانه:پست مطلب میان وعده:۲تا چای با ۲ تا قند(خرمام تموم شده باید امروز بخرم) +۲ تا لیمو شیرین=۱۰۰ ناهار: میان وعده: شام: فعالیت: مجموع کالری |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 آبان1386ساعت 8:52 توسط الی |
|
|
خب من خودم رو کشیدم با شرمندگی باید بگم که شدم ۸۳.۹۰۰ .البته یه جورایی راضیم اما خب از طرفی هم این یعنی به یه ماه زحمت گننننننننننننننننننند زدم.
حالا برنامه امروز: صبحانه:یه چای با یه خرما+یه دیجستیو (۶۰) میان وعده:یه لیمو شیرین+یه نارنگی+۳ تا خرما(۱۵۰) ناهار:یه لیوان سوپ+۴ قاشق ماکارونی+یدونه زیتون درشت(۴۰۰) میان وعده:۲ تا خرما+یه حبه قند+۲ تا هویج+یه زیتون+یک سوم کتلت+یه تیکه مرغ(۲۰۰) شام:یه تیکه کوکو سبزی+یه تیکه مرغ +۲ قاشق برنج+کمی سبزی +یه زیتون(۴۵۰) بعد از شام:یه نارنگی+یه خرما(۵۰) مجموع کالری:۱۳۱۰ فعالیت:یک و نیم ساعت بدنسازی+نیم ساعت پیاده روی مکمل:مولتی ویتامین
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 آبان1386ساعت 10:3 توسط الی |
|
|
ممنون و باز هم ممنون از کامنت های سراسر لطفتون. من که شرمندم به خدا....... نمیدونم چه جوری شروع کنم دپرس شدم شدیدا خدا میدونه چقدر اضافه کردم هر روز میگم از فردا از وعده بعد از یه ساعت دیگه اما همش گند میزنم ورزش هفته پیش 2 جلسه رفتم اما نمیدونم فایده داره یا نه؟ به خودم امیدواری میدم که لااقل ورزشم ترک نشه میگم بهتر از هیچیه اما ........... گیجم به خدا نمیدونم از کی دوباره استارت واقعی رو میزنم ببخشید من اینقدر انرژی منفی میدم معذرت واقعا معذرت |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 آبان1386ساعت 15:15 توسط الی |
|
|
ممنون از تسلیت هاتون واقعا داغون بودم الان هم باورم نمیشه بی هیچ دلیلی دایی نازنینم از پیشمون رفته. بگذریم اینجا واقعا جای این حرفا نیست. از وضع رژیمم جونم براتون بگه : توی شمال همش ضعف داشتم و همش نه اینکه دلم الکی بخواد بخورم نه واقعا احتیاج به غذا داشتم شاید بخاطر آب و هوای خوبش بود و تحرک زیادمون. خلاصه کلی خوردم و با اینکه هر دقیقه در حال تحرک بودم اما مطمئنم کالری مصرفیم خیلی بیشتر از اونی میشد که میسوزوندم. وقتی اون خبر رو شنیدم انگار که راه گلوم بسته شد و تنها چیزی که یکم بهم آرامش میداد شکلات بود و فقط شکلات میتونستم بخورم. دیدید چقققققققققققققققققققققدر گند زدم؟ هنوز خودم رو نکشیدم امروز که رفتم کلاس بدنسازی(اگه بتونم برم)حتما خودم رو میکشم . . . . . . همتون رو خییییییییییییییییییلی دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 9:4 توسط الی |
|
|
من برگشتم دوست ندارم اینجا از غم وغصه حرف بزنم اما اینجا برام شده یه پناهگاه که مواقع درد و بیکسی دردام رو توش بنویسم و دل خوش کنم به دلخوشی دادنهای شما دیروز تازه راه افتاده بودیم به سمت تهران که یه خبری بهمون رسید که مات ومبهوت موندیم و انگار آسمون روی سرمون فرود اومد آره از تهران زنگ زدن بهمون و گفتن دایی نازنینم فوت کرده و .............. هنوزم توی شوکم نمیدونستم چیکار کنم الان کمی سرم خلوت شده و گفتم بنویسم براتون و بگم که از سفر اومدم و............. ببخشید اگه ناراحتتون کردم خودم که دیگه واقعا درب و داغونم و دارم دق میکنم. فعلا واسه چند روز دیگه ازتون خداحافظی میکنم فکر نکنم توی این چند روز وقت کنم بنویسم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 آبان1386ساعت 16:48 توسط الی |
|
|
ما باز داریم میریم سفر. متاسفانه یا خوشبختانه این یه عادت ترک نشدنیه واسه من وهمسی که نمیتونیم خیلی توی این تهران دووم بیاریم و باید تند تند به سفر بریم این واسه روحیمون خیلی خوبه باعث میشه که فندق هم کمی هوای سالم تنفس کنه و خلاصه کلی مزیت داره برامون اما..............
اما میدونید که سفر دشمن قسم خورده آدم رژیمیه و من دوباره پر شدم از استرس . میخوایم بریم شمال و میخوام تا میتونم غذای دریایی بخورم دفعه پیش که رفتیم شمال وزن اضافه نکردم فکر کنم بخاطر همین سالم خوردن بود خوب میخوردم و سالم. خلاصه برام دعا کنید. راستی من این هفته خودم رو نمیکشم چون مطمئنم زیاد کردم نمیخوام با روحیهء داغون برم شمال |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 10:33 توسط الی |
|
|
سلام دلم براتون تنگیده بود ببخشید که مرتب نمینویسم آخه وقت نمیکنم باور کنید مخصوصا الان که رژیمم هم سست شده دیگه چی بنویسم ؟ آخه میدونید مهمون هر ماهه اومده و من حسابی ولع به شیرینی تو وجودم بیدار شده و حسابی عین .......... دارم شیرینی میخورم .واسه این ایام خونه رو از شیرینی پاک سازی کرده بودما اما از بخت بد دو شب پیش دوست همسی که همیشه از همسی کارت سوخت میگرفت من باب تشکر یه جعبه برامون سوهان لقمه ای آورده و لامصب اینقدر خوشمزه و تازه ست که من 3 تا 3تا میرم بالا. آخه بگو مرد ما که از تو تشکر نخواسته بودیم راستی مشکل تنهاییم تو کلاس بدنسازی هم حل شد یه خانم دیگه هم فقط اون ساعت میتونسته بیاد و الان 2 نفریم خیلی هم خوش اندامه و خوب ورزش میکنه و حسابی حس رقابت آدم رو بیدار میکنه. راستی من هنوز خودم رو وزن نکردم امروز یا فردا خودم رو میکشم لوگ رو هم آپ میکنم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 12:44 توسط الی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من الی 24 سالمه
وزن اولیه=103کیلو وزن کنونی=92 وزن هدف=60کیلو قد=164 شروع رژیم14/1/86 |
| پیوندهای روزانه |
|
رقابت گروهی برایه کاهش وزن آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|