![]() |
![]() |
|
| همچنان تلاش میکنم تا به هدفم بسم. |
|
تویه این چند روزه اصلا حواسم به خورد و خوراکم نبود.
باید یه روز شمار درست کنم و با اون پیش برم . یه انگیزه مهم در پیش هست و باید حسابی تغییر کنم تا اون موقع.مراسم نامزدی برادر همسی تیر ماهه و من هنوز خیلی چاقتر از اونی هستم که بتونم با یه لباس شیک تویه مجلس حاضر باشم.از امروز با یه روش منطقی جلو میرم تا اون موقع ۱۰ هفته مونده و من میخوام تویه این ۱۰ هفته نهایت سعیم رو بکنم.برام دعا کنید. دیانامنو به فکر انداخت... نهایت سعی یعنی چی؟ واقعا یعنی چی؟! یعنی اینکه من از صبح تا شب بشینم وفقط به فکر ورزش باشم؟ وغصه بخورم از اینکه چقدر وقتم کمه واسه کلاس ورزش رفتن یا اینکه فندق دست و پایه منو بسته و نمیتونم برم ورزش و.... یا اینکه وقتی بستنی تویه خونه داریم پاشم از صبح تا شب واسه خودم انواع گلاسه رو درست کنم و بخورم و بهونم این باشه که وقتی بستنی تویه خونه هست نمیتونم رژیم بگیرم و این بستنی باید تموم بشه و اینجور بهونه ها. واقعا نهایت سعی یعنی جلوگیری از همینطور افکار و عملکردها. یعنی وقتی دیگه زیاد نمیتونم برم کلاس ورزش باید فعالیتم رو تویه خونه زیاد کنم.وقتی یه چیزه ممنوعه تویه خونه هست باید من جلوش مقاومت کنم .چون همیشه که نمیشه خونه رو از اینجور چیزا تهی کرد.باید فکر خوردنش رو از ذهن بیرون کنم.باید جلویه خودم رو بگیرم باید عین همکار آرام و گیتا معادل سازی کنم. یه لیوان کافه گلاسه یعنی 8 قاشق برن یعنی یه رون مرغ یعنی یه عالمه سالاد یعنی..... پس بعد از این واقعا نهایت سعیم رو میکنم. واسه خودم فعالیت سازی میکنم و قبل از خوردن هر چیز کاملا فکر میکنم.اصلا بعضی چیزا ارزش خوردن نداره تا حالا بهش فک کردین؟ راستی یکی از آشناهایه ما الان چند وقتیه به شدت چاق شده. تا چند وقت پیش خودش باور نداشت چقدر چاق شده.اما اینقده من تویه گوشش خوندم تا به فکر افتاد که لاغر کنه.چند هفتس که صبح زود بلند میشه میره پیاده روی و تویه پارک محل با دستگاهها ورزش میکنه. امروز منم به زور با خودش برد. گفته از فردا هم باید باهاش برم خیلی خوبه یه جور توفیق اجباری... ولی امروز که برگشتم دیدم فندق بیدار شده و حسابی گریه کرده و خواهرم به دادش رسیده .حالا یکی دو روز میرم اگه فندق بیدار نشه گزینه مناسبی میشه واسه ورزش.
هفته اول
جمع بندی: مجموع کالری هفته:۱۱۹۸۰ میانگین:روزی ۱۵۰۰ |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه 31 فروردین1387ساعت 12:51 توسط الی |
|
|
سلام.
ببخشید من سرم خیلی شلوغه و فعلا نمیتونم تند تند آپ کنم. به وبلاگ هاتون هم نمیتونم سر بزنم.تا چند روز دیگه سرم خلوت میشه و کنترل کارا میاد دستم. فعلا بای. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 9:33 توسط الی |
|
|
من هنوز رژیمم و رژیمم رو نشکوندم. فقط دیگه از رژیم قبلی استفاده نمیکنم. همون روش سال گذشته رو پیش گرفتم .از اینکه دلداریم دادید ممنونم. الان وقت ندارم زیاد بنویسم. امروز خیلی کار دارم. فقط اومدم بگم که رژیم ادامه داره اما یه رژیم خوب و منطقی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 فروردین1387ساعت 13:17 توسط الی |
|
|
امروز همه چیز خراب شد . تا ظهر همه چیز خوب بود .
یه قهوه با یه قند و یه خرما. اما ظهر دقیقا بعد از ناهار به جایه اینکه انرژی دار بشم!با افت شدید قند خون و انرژی مواجه شدم و از حال رفتم. بعدشم که آب قند و امتناع من از خوردن و.... ...خط و نشون هایه همسی واسه منصرف کردنم از ادامه این راه و.... حال ندارم .چشمام سیاهی میره ببخشید اینقدر قاطی ،پاطی نوشتم از رویه گیجی و اعصاب خرد. راستی تویه این یک هفته همش ۱.۵ کیلو کم کردم. تازه شدم ۸۲.۸۰۰. وای خدا خستم.......................... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 فروردین1387ساعت 0:49 توسط الی |
|
|
خب من این رژیم رو از امروز شروع میکنم و امیدوارم موفق بشم و شدیدا به حمایت هاتون نیاز دارم.
چند تغییر: تویه این رژیم چندین بار گوشت گوساله عنوان شده که خب هم خیلی مفید نیست و هم من اصلا از گوشت قرمز به اون صورت خوشم نمیاد واسه همین با گوشت مرغ و ماهی جایگزینش میکنم (البته در بعضی موارد) این رژیم اصلا میان وعده نداره ،بعضی روزا همراه غذا میوه هم داره که من به عنوان میان وعده استفاده میکنم و خودم روزی ۳،۲ خرما هم میخوام اضافه کنم. میخوام یه جدول بکشم و هر روز مرتب بنویسم چیا خوردم و اضافه ها رو جدا مینویسم که اصل رژیم معلوم باشه واسه اونایی که میخوان. آلبالو۸۸ عزیزم کاش صبر کنی من این رژیم رو بگیرم و از عواقبش مطلع بشم بعد تو شروع کنی. میترسم سبب شر بشم و این رژیم اذیتت کنه. حالا اینم از جدول هفته اول:
ممنونم از حمایت هاتون وببخشید اگه دلواپستون کردم.اگه این رژیم رو کنار بذارم مطمئنم ضررش بیشتر از سودش هست. الان از نظر روحی واقعا به یه تغییر نیاز دارم.راستی اسمم رو نوشتم بدنسازی.فقط مجازم ورزش هایی رو بکنم که به کمرم فشار نیاره و به محض اینکه حس کردم داره به کمرم فشار میاره باید رهاش کنم. راستی فندق رو بردم بنویسم مهد ولی هر کاری کردم نموند و گریه کنان افتاد دنبالم و مجبور شدم بیارمش خونه. یعنی بیشتر برنامه ریزی هام بهم خورد و دوباره باید پایبند این فسقلی باشم. آها راستی امروز که دوباره برنامه غذاییم رو نگاه کردم دیدم ۱۳ روزه هستش نه ۱۴ روزه
این چه رژیمی شد روزی ۵۰۰ ،۶۰۰ کالری بیشتر از برنامه. لابد از خودم انتظار دارم آخرش کم هم بکنم. حسابی دپ شدم دوباره بعد از این بخور بخورایه امروز لاله جان من با یه رژیم خوب و منطقی اون وزن رو کم کردم . ولی خب اولش که شروع کردم تویه یه هفته اول بدنم خیلی خوب جواب داد و نزدیک ۴ کیلو کم کردم(با رژیم اصولی)ولی هفته هایه بعد کم و کمتر شد. بعضی وقتا پیش خودم میگم کاش از همون اول منم معمولی کم میکردم اما تا آخر خوب پیش میرفتم. به چند روز اول من نگاه نکن عزیزم به الان نگاه کن که تویه یک سال همش ۱۹ کیلو کم کردم. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 فروردین1387ساعت 10:32 توسط الی |
|
|
از فردا میخوام یه رژیم ۱۴ روزه رو شروع کنم. کمی سخته و کم کالری .میدونم میاین و حسابی دعوام میکنید اما اجازه میخوام امتحانش بکنم. از همه گروه هایه غذایی توش داره فقط کمی کم کالریه. ببینم با این رژیم میتونم وزن ۸۰ رو رد کنم.
راستی خودم رو کشیدما،شدم ۸۴.۳۰۰ .با این تغییر حجمی فک میکردم به ۹۰ رسیده باشم باز جایه شکرش باقیه. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 فروردین1387ساعت 16:25 توسط الی |
|
|
امشب واسه عصرونه و شام جایی دعوتیم و اسه همین از صبح کم خوردم که یه وقت کالری روزم زیاد نشه نه اینکه شب بخوام زیاد بخورم نه،ولی تویه مهمونی آدم هر کاری کنه بازم زیاد تر از حالته رژیم میخوره
صبحانه:یه سیب=۷۰ میان وعده:یه چای با یه قند+یه پاستیل=۲۰ ناهار:خوراک لوبیا سبز+۵ عدد زیتون=۴۵۰ میان وعده:۵۰ گرم آجیل+نصف شکلات+یه کاسه آش دوغ+یه پرتقال+یه سیب=۷۰۰ شام:۵ قاشق برنج+یه بادمجون سرخ شده:+۲۰۰ گرم مرغ+سالاد با کمی سس+یه لیوان دلستر لایت=۹۰۰ مجموع کالری=۲۱۴۰ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 12:53 توسط الی |
|
|
من برگشتم،دلم برایه تک تکتون تنگ شده بود. الان چند روزه که بهترم و راحتتر میشینم. اما چون خونه نبودم نمیتونستم بنویسم. دو روزی رفته بودیم سفر .... خیلی چاق شدم،یعنی خیلییییییییییییییییی چاق شدم ،لباسایی که برام گشاد شده بودن دوباره اندازم شدن و لباسایی که اندازم شده بودن تنگ. درد نیست تو رو خدا اینهمه زحمتم در عرض یک ماه از بین رفت. اعصابم درب و داغونه. ولی از امروز دوباره شروع کردم. میخوام خلاص بشم از دست این دنبه ها. کلاس بدنسازی رو از ماه بعد میرم . چون میخوام کمرم کاملا خوب بشه . اما دلم واسه آب بازی و شنا یه ذره شده سعی میکنم هر از گاهی برم استخر. امسال اولویت اولم همون تناسب اندامه و در کنارش گرفتن کارت مربی گری شنا. امیدوارم بتونم بهشون برسم. خب حالا امروز چه کردیم: صبحانه:اندازه 20 گرم کیک ساده+یه فنجون شیر=200 میان وعده:یه شکلات 5 گرمی +3 تا چای=۳۰ ناهار:یه تیکه کوکو سیب زمینی+5 تا زیتون+2 قاشق برنج=۴۵۰ میان وعده:نصف پرتقال+نصف سیب+نصف نارنگی+۲تا شکلات 5 گرمی+ نصف بیسکوئیت+۵۰ گرم نون+یه پیاله سوپ=۴۰۰ شام:یه سیب=۱۰۰ بعد از شام (ساعت ۲ نیمه شب):نصف پرتقال+یه نارنگی بزرگ=۱۰۰ مجموع کالری:۱۲۸۰ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 10:58 توسط الی |
|
|
عید همگی مبارک. امیدوارم ساله خوب و سرشار از موفقیت و شادکامی داشته باشید. و به همه اهداف رژیمی و غیر رژیمیتون برسید. کامنت هاتون رو خوندم و مثل همیشه با خوندنشون سرشار از انرژی شدم. متاسفانه من هنوز نشستن واسم خیلی سخته و الان حسابی درد دارم و زیاد نمیتونم بشینم پایه کامیوتر. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 15:47 توسط الی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من الی 24 سالمه
وزن اولیه=103کیلو وزن کنونی=92 وزن هدف=60کیلو قد=164 شروع رژیم14/1/86 |
| پیوندهای روزانه |
|
رقابت گروهی برایه کاهش وزن آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|