تبليغاتX
لاغری وتناسب اندام
همچنان تلاش میکنم تا به هدفم بسم.

خب من اومدم تا دوباره به کمک شماها شروع کنم.حسابی چاق شدم و این موضوع دور از ذهن نبود.کسی که 2 ماه فقط بخوره و بخوابه بایدم 10 کیلو چاق بشه.

حالا خدا رحم کرده که کامل رژیم رو ول نکرده بودم و خوردنام حساب شده بود و گاهی یه تحرک کمی هم داشتم اگه اینکارا رو نمیکردم حتمن همون 103 میشدم.خدا رحم کرده والا.

ولی در کل خیالی نیست. دیروز که داشتم تویه خونه راه میرفتم یه آن وقتی از جلویه آینه قدی رد میشدم چشمم افتاد به پایه لنگم و یه آه بلند کشیدم اما همون لحظه لختیش (آخه شلوارک پام بود) توجهم رو جلب کرد و دیدم همین پایه چاقالو چققققققدر بدون آتل زیبا و دلنشین تره .تا چند رو پیش متنفر بودم از اینکه آتل به اون گندگی رو باید با خودم یدک میکشیدم اما حالا از دستش راحت شدم. یاد اون ضرب والمثل معروم افتادم"این نیز بگذرد" چقدر خنگ بودم که آتل رو برایه خودم یه غول بزرگ کرده بودم و شب و روز براش گریه میکردم .درسته پایه چپم کامل تویه آتل بود اما اون موقع عقلم نرسید که بگم خدایا شکرت که فقط پام آسیب دیده فقط نالیدم و نالیدم.

اما فک کنم الان هم دیر نشده باشه ،همین حالا خدا رو شکر میکنم و ازش میخوام کمکم کنه تا دیگه هیچ وقت به این وضع ناامیدی و تزلزل نیافتم. دستم رو بگیره  و کمکم کنه تا بتونم روش زندگیم رو اصلاح کنم و در کنارش از دست این کیلوهایه اضافه که بدجوری سایه رویه زندگیم انداختن خلاص بشم.

خدایا به امید خودت

حالا جدول

روز شنبه ۱شنبه ۲شنبه ۳شنبه ۴شنبه ۵شنبه جمعه
ناشتا  یه لیوان آب  یه لیوان آب   یه لیوان آب یه لیوان آب   یه لیوان آب   یه لیوان آب    یه لیوان آب 
صبحانه  یه لیوان شیر یه خرما=۱۳۰ یه لیوان شیر ۲ تا خرما =۱۵۰  یه لیوان چای یه خرما=۲۰  یه سیب ۲ تا چیپس خرما =۶۰  یه لیوان شیر ۲ تا خرما =۱۵۰  ۲تاخرما=۴۰  یه لیوان شیر یه خرما=۱۳۰
م وعده  ۳تا خرما ۲تا چای ۱۰۰ گرم ماست=۱۰۰  ۲ تا خرما با چای=۴۰  یه هلو=۴۰ یه خرما=۲۰     نصف موز یه آلو=۱۰۰  یه شلیل نصف موز=۱۰۰
ناهار

 ۱۵۰ گرم گوشت و مرغ آبپز

+نصف سیب زمینی سبزی خوردن=۴۵۰

 ۳ تا کتلت ۱۰۰ گرم ماست

 موسیر کمی سبزی

خوردن یه گوجه=۶۵۰

۳ ق کشک بادمجان یه حلقه سیب زمینی یه گوجه نصف همبرگر=۳۰۰   کوکو سبزیجات (قارچ بادمجون گوجه یه تخم مرغ کامل و یه سفیده نصف قرص گوشت)=۳۰۰  یه کاسه عدسی=۳۰۰   املت قارچ و مرغ یه پیاله کوبیده یه لیوان دلستر یه پیاله ماست=۶۰۰  یه پیاله آبگوشت نصف پیاله کوبیده یه کف دست نون یه پیشدستی ماکارونی=۶۰۰
م وعده  ۴تا خرما ۱۰۰ گرم شاتوت یه هلو=۱۵۰

 نصف موز یه خیار یه

 خرما یه لیوان شربت=۲۰۰

 نصف موز یه سیب ۴ تا خرما یه هلو  یک سوم بلال کبابی=۳۰۰   یه لیوان شیر موز ۳ تا آلو یه پیاله آلو پخته ۵ تا پفک یه مشت تخمه=۵۰۰  ۳تا آلو یه خرما ۵۰ گرم بستنی یه لیوان آب آلبالو یه قاچ خربزه یه شلیل=۵۰۰  یه مشت آجیل یه گاز بستنی=۳۵۰  یه مشت تخمه یه آبمیوه کمی لواشک یه سیب =۴۰۰
شام  یه لیوان شیر ۲ تا خرما=۱۵۰

 ۱۰۰ گرم نوشابه یه

رون مرغ کلی سالاد با کمی سس=۴۰۰

 خوراک مرغ و سبزیجات یه لیوان دلستر یه پیاله سالاد=۵۵۰  یه تیکه استیک شیر ماهی سرخ شده=۴۰۰  ۱۰۰ گرم ماهی نصف یه تخم مرغ نیمرو یه لیوان دلستر یه پیاله سالاد=۴۰۰  یه کفگیر برنج یه تیکه مرغ یه لقمه نیمرو=۵۰۰  یه تیکه کوچیک کباب کوبیده یه لیوان دلستر یه پیاله ماست=۴۰۰
بعد از شام  ۲ تا خرما یه لیوان چای=۵۰   یه قند یه خرما یه لیوان چای=۳۰    یه خرما با چای=۲۰  یه خرما با چای  یه خرما با چای=۲۰  -  یه خرما=۲۰
مایعات دریافتی  ۸لیوان  ۶لیوان  ۶لیوان  ۶لیوان  ۷لیوان  ۶لیوان  
مجموع کالری  ۱۰۳۰  ۱۴۸۰  ۱۲۳۰   ۱۲۸۰  ۱۳۷۰  ۱۵۹۰  ۱۶۵۰
فعالیت  یک ساعت پیاده روی ملایم   یک ساعت پیاده روی ملایم    ۳۰ دقیقه پیاده روی آروم  ۳۰ دقیقه پیاده روی  ۳۰ دقیقه پیاده روی   ۳۰ دقیقه پیاده روی  ۱۵ دقیقه پیاده روی
خوشحالم...  دلستر و کلی هله هوله دیگه رو نخوردم

  امشب عروسی بودیم و

 من همش ۵۰۰ کالری مصرف

 کردم.برایه منی که عروسی و

 جشن همش برام بخور بخور بود موفقیت بزرگیه

 دارم میشم الی یکسال پیش محکم و قوی در مقابل غذاهایه خوشمزه  اصلا  نه  نه  از اینکه این هفته رو تقریبا با موفقیت تموم کردم خوشحالم
ناراحتم...  اصلا فقط خستم...  نه فقط خستم...  خسته بودم و نرفتم فیزیوتراپی  دلم برایه دکتر سارا گرفته  خیلی خوردم احساس سنگینی میکنم  شام مهمون بودیم و انتخاب دیگه ای نداشتم اینقدر هم گرسنه بودم که نتونستم مرغ خالی بخورم.   نمیدونم این دلستر و تخمه رو چه جوری حذف کنم البته با همسی صحبت کردم و ازش خواستم دیگه سعی کنه از اینجور چیزا نخره !

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 11:31  توسط الی | 
بازم معذرت از اینکه یه مدت غیب شده بودم.

خبرایه جدید اینکه بنده تقریبا یک مقداری از دغدغه هایه ذهنیم کم شده.

اول اینکه مامانم اینا از سفر برگشتن و تقریبا همه چیز به روال عادی برگشته.

دوم اینکه بعد از ۲ هفته که خونه نبودم برگشتم خونه و خیلی خوشحالم.

سوم اینکه آتل پام رو باز کردم و فعلا میرم فیزیوتراپی .ولی اصلا نمیتونم زانوم رو خم کنم و دکترم گفته ۶ ماه طول میکشه تا همه چیز به حالت عادی برگرده.

حالا خبرایه بد:

کلی اضافه کردم که شنبه وزن میکنم و اعلام میکنم.

همونطوری که بالا گفتم پایه چپم کاملا فلجه و هیچ قدرتی ندارم برایه کنترلش.

سوم اینکه حسابی تنبل و پرخور شدم .

چهارم اینکه دکتر تا چند ماه شنا و بدنسازی و پیاده روی رو برام ممنوع کرده.

هفته دیگه نامزدی برادره همسیه و من به جایه لاغر شدن کلی چاقتر شدم.

و...

حالا تصمیمات:

از ۲ روز دیگه دوباره رژیم رو شروع میکنم چون این دو روز سرم شلوغه و باز خونه نیستم نمیتونم قول بدم که از امروز شروع میکنم.

همسی قراره برام دمبل بگیره که فعلا رویه بالا تنه کار کنم.

به گذشته فک نمیکنم و غصه گذشته رو نمیخورم

واسه خودم تاریخ تعیین نمیکنم چون فقط باعث اضطرابم میشه.

و..

در آخر از همه شما نازنین هایی که تنهام نذاشتین و باهام بودین ممنونم و ممنونم که این شل کن سفت کن هایه منو به دل نمیگیرین و تنهام نمیذارین. همتون رو دوست دارم و میبوسمتون.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 17:39  توسط الی | 
همسی:دوباره چقدر چاق شدی عزیزم.

من:

+ نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 23:8  توسط الی | 
این چند روزه اصلا حال روحیم خوب نبود اعصابم داغون بود و فقط گریه میکردو و لعنت میفرستادم به شانس خودم.

وقتی فک میکنم میبینم از عید تا حالا ۲ تا بلا سرم اومده و هر کدوم منو اینهمه مدت خونه نشین کرده اعصابم خرد میشه. وقتی به آتل پام نگاه میکنم داغون میشم وقتی او عصاها رو میبینم دیگه واقعا ناامید میشم.

از نبود دیانا هم حسابی ریختم بهم.کلی دلم واسش شور میزنه کاش زودتر بیاد.

حالا ولی کمی بهترم.میشه گفت کمی با وضعیتم کنار اومدم.

راستی حسابی چاق شدم اینو خودم حس میکنم. خیلی تاسف باره. با اینکه خیلی احتیاط میکنم واسه خوردن اما چون تحرک زیادی ندارم همش میچسبه به تنم.

اول هفته دیگه مامانم اینا با خواهرم و شوهرش میرن سفر حج.با این پا کلی کار میریزه سرم و کلی دغدغه فکری برام درست میشه.خیلی خوشحالم واسه رفتنشون ولی یکی باید پیش بچه هایه خواهرم بمونه و اونا هم عاشق همسی هستن و قاعدتا ما باید بریم اونجا.

واییییییییییی خودم گیج میشم وقتی به برنامه هام نگاه میکنم.کم آوردم به خدا ....

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 12:59  توسط الی |